همراه با طبيعت
در جنگلهاي شمال كشور چند مسئله
بطور واضح قابل رويت است: 1. قطع درختان به صورت غير اصولي و قطع گونه هاي مرغوب2.
ايجاد شهركهاي صنعتي در كنار جنگل كه لزومي براي وجود اين صنايع در شمال كشور نيست
و جزء از دست رفتن جنگل كم وسعت ما چيزي عايد ما نمي شود و تنهاصنايع تبديلي قابل
توجيح است 3.گرفتن زمينهاي اطراف جنگل توسط سازمانهاي دولتي و خصوصي(دانشگاهها) كه
همراه با تخريب جنگل است 4.جنگل كاريهاي غير اصولي كه به جاي گونه هاي بومي اقدام
به كاشت درختاني نظير كاج و درختان صنعتي مي كنند كه باعث بر هم زدن اكوسيستم مي
شود 5. دفن زباله در داخل جنگل كه باعث تخريب كامل طبيعت مي شود (در نوشهر 20هكتار
از جنگل به همين علت از بين رفته)6-.ايجاد جاده در داخل جنگل كه به علت غير اصولي
بودن باعث از بين رفتن درختان اطراف جاده درطي چند سال و اغلب باعث فرسايش توده اي
مي شود 7. چراي دام بي رويه كه باعث تخريب جنگل در آن محدوده شده . - مساحت جنگلهاي شمال كشور از سال 1343(3/4) تا سال1369 به( 1/9)مليون هكتار رسيده واكنون حدود( 1/2) مليون هكتار مي باشد؟!!!....... ادامه در پست بعدي.... اينجا همان جايي است كه بايد بگوييم و بنويسيم و نجات بدهيم طبيعتي را كه نجات بخش آن، ماهستيم؛ ما كه زندگي صنعتي و مادي خود را فداي تمام حقايق دنيا كرديم، ما بايد فرهنگي را بسازيم كه طبيعت را براي خودش دوست داشته باشيم و اكنون زمانش رسيده و شايد حتي دير شده و اكنون بايد بنگريم به طبيعت و زندگي را از طبيعت بياموزيم وسبزي و طراوت جنگل را حس كنيم و نخواهيم آنچه را كه در حال ضربه زدن به روح طبيعت و فكر طبيعت دوستي انسان است . .....آيندگان چه تصويري از ماخواهند داشت؟ وآيا سكوت ما دردي را دوا ميكند و آيا نبايد يك ملت پويا روشها وپايگذاريهاي غلط را بشكند و اين همان رسالت ماست و درست نيست به بهانه توسعه و پيشرفت پاي بر اصولي بگذاريم كه همان طبيعت است و شايد اين راه راحتترين راه توسعه شهري و صنعتي كشور است و هميشه راحتترين راه بهترين راه نيست و بايد بدانيم كه هر عملي نسبت به طبيعت عكس العملي دارد و تخريب منابع طبيعي برگشت ناپذير است ، طبيعت انتقام گيرنده است و اكنون كه سازمانهايي مانند NGO هاي طرفدار محيط زيست نتوانسته اند رسالت خود را انجام بدهند ودر اين زمان وظيفه ماست تا از اين رسانه استفاده كنيم و به دور از هر منفعتي به فكر آينده طبيعت باشيم.
جنگل:




